شیعه به استناد منطق عقل ، نظریه بی توجهی پیغمبر بزرگواراسلام (ص) نسبت به مسلمانان و اسلام را مردود می شمارد ، او برای رحمت برانگیخته شد . آن حضرت از راه غیب یا از راه تجربه و شناختی که نسبت به مردم روزگار خویش داشت ، از فتنه ها و اختلافات و خطراتی که ممکن بود اسلام را تهدید کند و بر باد دهد آگاه بود . مگر نه این است که وقتی درحال بیماری ، بقیع را زیارت می کرد ، فرمود : ( لَیُهِنکُم ما أَصبَحتُم فیه أَقبَلَتِ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللیل المُظلِم یَتبعُ آخرها أولَها ؟ )

        به درستی که حوادث آینده شما را خوار خواهد نمو ؛ چرا که فتنه ها مانند شب تاریک ، یکی پس از دیگری روی می آورد ( طبقات الکبری ، ابن سعد ، ج ۲ ، ص ۲۰۴ )

          پیغمبر گرامی اسلام (ص) هرگاه به منظور شرکت در غزوات برای مدت اندکی از مدینه خارج می شد ، کسی را جانشین خود در شهر قرار می داد . کوه احد بیش از چهار کیلومتر از مدینه فاصله نداشت ، در عین حال پیامبر خدا (ص) هنگام جنگ احد که از شهر خارج شد جانشین خود را در مدینه تعیین فرمود . زمانی که مشغول جنک خندق بود ، مرجع اهل مدینه را مشخص کرد . در جنگ تبوک ، حضرت امام علی (ع) را به عنوان جانشین خود در مدینه تعیین کرد . حال آیا پذیرفتنی است که آن حضرت هنگامی که امت خود را برای همیشه ترک می کند ، جانشینی برای سرپرستی امت خود تعیین نکرده باشد ؟ ( صحیح مسلم ، باب فضل علی ابن ابی طالب ، ج ۵ ، ص ۲۳ ، ح ۳۱ ؛ سند احمد ، ج ۱ ، ص ۲۸۲ ، ح ۱۴۹۳ ؛ خصایص نسائی ، ج ۵ ، ص ۴۴ ، ح ۸۱۳۸ ؛ طبقات ابن سعد ، ج ۳ ، ص ۲۳ و ۲۴ و ... )

         اگر اعتقاد داشته باشیم که پیامبر بزرگوار اسلام (ص) برای بعد از خود جانشینی انتخاب ننموده اند بطوری که برادران اهل سنت اعتقاد دارند باید قبول داشته باشیم که خلفای مورد قبول آنها از پیامبر(ص) نعوذ بالله بیشتر می فهمیده اند زیرا ابوبکر بعد از خود عمر را به عنوان خلیفه انتخاب کرد و عمر نیز در جریان شورا بطور غیر مستقیم عثمان را انتخاب کرد و این نشان می دهد که هر کس رهبر یک جامعه و امتی باشد برای آینده آن جامعه و امت فکر جانشین می کند و با این اعتقاد نعوذ بالله خلفا از پیامبر (ص) بهتر می فهمیدند که این با خلق و خوی اشرف مخلوقات ناسازگاری دارد .