سیری کوتاه در تاریخ روستای نوقند

در حصار کوهستان ، نوقند چونان دلبری محبوب و محجوب سر بر سینه کریز1 (carize) نهاده و کریز هم همچون عاشقی دلسوخته ، معشوق زیبای خود را در آغوش کشیده است ، نوقند مظلومانه تکیه برقامت استوار کریز کرده و درد غربت و مظلومیت خود را در گوش آن نجوا می کند . غربت نوقند به خاطر وزیدن طوفان سهمگین مهاجرت دل آدمی را به درد می آورد . وقتی بر ویرانه هایش که سال به سال بیشتر می شود می گذری صدای نالۀ چوبهای پوسیده خانه ها ، خود روایتگر این درد غربت است . نوقندی که گردنبند سبز زیبایی به گردن آویخته و زیبایی هایش مثال زدنی است ، هنوز همچون ستاره ای زیبا بر تارک آسمان منطقه خود نمایی می کند .
حال که سخن از زیباییهای نوقند به میان آمد نمی دانم از از کجا شروع کنم ، از جمالش2 (jamale ) که اسمش نشان دهندۀ جمال و جلال نوقند است و با آن آب شیرین قنات جمال و ماهیهای عاشق پیشۀ آن که شور و نشاط به انسان می دهند ، یا خنکای آب چشمه3 که تا دست در آب آن می بری تا اعماق جانت نفوذ می کند و به وجدت می آورد ، از قامت استوار سپیداران بنویسم یا از پهنای برگهای گردو و توت ، از شیرینی توتها و زردآلوها و یا ترشی آلوها ، از سرخی زرشکها و یا سرسبزی باغهایش ، از شرشر آب در جویها و یا وزوز نسیم در شاخه ها ، از سرفرازی بادیان4 که پاره ای از نوقند را در آغوش کشیده و یا تردی خاک نرمی5 ، از شور و نشاط بچه هایش و یا صفای مردمانش ، از چهچهۀ بلبلان در کنار گلهای محمدیش و یا چرخش گنجشکها بر فراز گندم زارهایش و ..... و وا اسفا از اینهمه زیبایی در غربت و چگونه نوقند در آغوش کریز نگرید که فرزندانش رهایش کرده اند ، پس بیایید این زیبایی ها را دوست داشته باشیم و زیباییترش کنیم و فرزندان خوبی برای نوقند باشیم .
۱ کریز ( (carize کوهی است که روستای نوثند بر دامنه آن بنا گردیه است و از ارتفاعات جنوبی روستا می باشد .
۲ جمال ( Jamale )مزرعه و قناتی است در قسمت مغرب روستای نوقند که زمانی مأمن مردمانی بوده است که در آنجا زندگی می کرده اند.
۳ قنات چشمه ، مظهر آن در کنار روستا و در قسمت جنوب شرقی آن قرار دارد .
4 بادیان ( Badian ) ارتفاعی است در مشرق روستای نوقند
5 خاک نرمی ( Khak-Narmi ) ارتفاعی است در سمت شمال روستای نوقند و روبروی دامنای از کریز که نوقند برآن بنا شده است ، خاک آن بسیار نرم و سست و جنس خاک آن شوشک می باشد .
موقعیت و حدود :
روستای نوقند در شمال شرقی شهرستان بیرجند و در مشرق کشور عزیزمان ایران ، در عرض جغرافیایی 33 درجه و 16 دقیقه نیمکره شمالی و طول جغرافیایی 59 درجه و 42 دقیقه نیمکره شرقی و ارتفاع 2095 متر از سطح دریای آزاد واقع شده است ، از لحاظ تقسیمات سیاسی این روستا در بخش قهستان ، دهستان قهستان ، شهرستان درمیان قرار گرفته است . البته چند سالی پیش از روستاهای بخش درمیان که الآن به شهرستان درمیان تبدیل شده است می باشد .
علامه علی اکبر دهخدا در لغتنامه خودش در مورد روستای نوقند چنین می گوید : « نوقند دهی است از دهستان شاخنات ، بخش درمیان شهرستان بیرجند ، در 62 هزار گزی شمال غربی درمیان و 8 هزار گزی مغرب جاده قاین به درح در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 353 تن سکنه دارد . آبش قنات ، محصولش غلات ، شغل مردم آن زراعت است1 . »
از شمال غربی به روستای مناوند محدود است که از نظر ارتفاع پنج متر از روستای نوقند مرتفع تر و در ارتفاع 2100 متری از سطح دریای آزاد قرار دارد ، در شمال شرقی آن روستای ماسنان (ماسینو) واقع شده که از نوقند پنج متر پایین تر قرار دارد و ارتفاع آن 2090 متر ار سطح دریای آزاد می باشد ، از مشرق و جنوب شرقی به روستای خوان محدود است که روستایی نسبتاً پر جمعیت می باشد ، از دیگر جهات به اراضی زراعی و باغات روستا محدود می باشد .
از نظر مورفولوژی ، روستای نوقند در یک درّه نسبتاً تنگ واقع شده است و در جایی که درّه باز تر می شود و دو درّه به هم می رسند این روستا مکان گزینی شده است و یک ناحیه کوهستانی می باشد ، روستای نوقند از نوع روستاهای مجتمع است که حول یک میدان مرکزی شکل گرفته و از بالا که به آن نگاه کنیم شبیه یک لوزی می باشد .
سیری کوتاه در تاریخ روستای نوقند :
هسته اولیّه روستای نوقند دو قریه به نامهای نوقندیشک که در 20 کیلومتری شاخن و 18 کیلومتری روستای درخش ( شهر قهستان ) واقع است و جمال که با فاصله یک کیلومتر از یکدیگر قرار دارند و مزارع آنها به یکدیگر متصل است ، می باشد و ساکنین آنرا افرادی کوچ نشین تشکیل می داده اند که در آن اماکن اسکان گزیده اند ، البته براساس گفتار مردان کهن و ریش سفیدان محل قبل از آنها ، اوّلین گروهی که در نوقند زندگی می کرده اند یک عده گبر و یا کافر بوده اند که در یک درّه که در جنوب روستا واقع است و به آن تگ گبرو بر وزن ابرو که اکنون تگ گوری بر وزن فوری نامیده می شود زندگی می کرده اند که به روایتی زردشتی بوده اند ولی هیچگونه اثری از آنها در آنجا باقی نمانده به جز یک مقدار سنگی که بر روی هم انباشته شده و می گویند که آنها خانه هایشان را از آن سنگها ساخته اند . بعد در نوقندیشک نیز طایفه ای به نام گبر زندگی می کرده است .
بعد از اسکان افراد کوچ نشین در نوقندیشک و جمال ، خشکسالی آن مناطق را در بر می گیرد و میان این دو قریه یا کلاته بر سر املاک و اراضی برخوردی صورت می گیرد که باعث کوچ کردن و مهاجرت آنها می گردد ، از اینکه مردم جمال به کجا مهاجرت کرده اند اطلاعی دردست نیست ولی درنوقندیشک از مجموع شش خانواری که در آنجا زندگی می کرده اند ، دو خانوار آنها به روستای نوقند کنونی آمده و چهار خانوار دیگر به روستای شیرخند از روستاهای تابعه قاین مهاجرت کرده اند که از تاریخ وقوع این حادثه حدود 350 سال می گذرد . ( این برآوردی است که مردم قدیمی روستا از جمله برادر ارجمند جناب آقای جمشید جهانگیر ارائه داده اند )
این دو خانواری که به روستای نوقند آمده اند یک نفر نقی و دیگری تقی نام داشته اند که یا برادر بوده و یا پدر و پسر . این دو نفر بعد از ساختن قلعه ای مستحکم در محل کنونی روستا ، آنجا را نوقند نام نهاده اند ، از وجه تسمیه آن کسی اطلاعی نداشت و منبعی نیز جهت کسب اطلاع وجود ندارد .
حدود صد سال بعد از آن یک نفر اصفهانی به نام شریف اصفهانی وارد روستای نوقند شده است و در آنجا ساکن گردیده است ، او ابتداء به درخش رفته و دو سال یا بیشتر در آنجا مانده و سپس به مزرعه ملا که اکنون کلاته ملا نامیده می شود رفته و حدود 6 ماه یا یک سال در آنجا زندگی کرده است و پس از آشنایی با قاسم نقی که مردی برجسته و دلاور بوده آشنا شده و به روستای نوقند آمده است ، اکنون مردم ساکن در روستای نوقند ، نصفی از فرزندان قاسم نقی و نیم دیگر از اولاد شریف اصفهانی می باشند ، از تاریخ ورود شریف به روستای نوقند حدود 250 سال می گذرد .