فلسفه وجوبی نماز های پنجگانه
فلسفه وجوب نماز ظهر
عده ای از رسول خدا (ص) علت نمازهای پنجگانه را که در پنج وقت شبانه روز واجب شد ، پرسیدند .
آن حضرت فرمود : علت وجوب نماز ظهر از این قرار است که همانا در هنگام زوال آفتاب ، همه چیز در این عالم خلقت ، خداوند سبحان را تسبیح می گویند و به حمد و ثنای خداوند مشغول می شوند مگر عرش خدا ، و در این موقع خداوند بر من درود می فرستد ، در این ساعت خداوند نماز بر من و امت من واجب ساخت که در قرآن مجید آمده است ، نماز را در وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار و این ساعتی است که جهنمیان را در روز قیامت به جهنم وارد می کنند ، پس در این ساعت هر مؤمنی در حال رکوع یا سجود یا قیام مشغول باشد خداوند سبحان جسدش را بر آتش جهنم حرام می گرداند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )

فلسفه وجوب نماز عصر
رسول خدا (ص) فرمودند :
اما علت وجوب نماز عصر ، و آن در ساعتی است که حضرت آدم (ع) از آن میوه که از خوردن آن نهی شده بود ، خورد و خداوند او را از بهشت خارج کرد ، پس خداوند ذریه حضرت آدم (ع) را امر به نماز عصر نمود و خداوند سبحان این نماز عصر را برای امت من نیز اختیار نمود و این نماز از محبوبترین نمازها در نزد خداوند متعال است و مرا سفارش نمود به حفظ بیشتر این نماز در بین نمازهای یومیه . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه وجوب نماز مغرب
آن حضرت فرمود : علت وجوب نماز ظهر از این قرار است که همانا در هنگام زوال آفتاب ، همه چیز در این عالم خلقت ، خداوند سبحان را تسبیح می گویند و به حمد و ثنای خداوند مشغول می شوند مگر عرش خدا ، و در این موقع خداوند بر من درود می فرستد ، در این ساعت خداوند نماز بر من و امت من واجب ساخت که در قرآن مجید آمده است ، نماز را در وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار و این ساعتی است که جهنمیان را در روز قیامت به جهنم وارد می کنند ، پس در این ساعت هر مؤمنی در حال رکوع یا سجود یا قیام مشغول باشد خداوند سبحان جسدش را بر آتش جهنم حرام می گرداند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه وجوب نماز عصر
رسول خدا (ص) فرمودند :
اما علت وجوب نماز عصر ، و آن در ساعتی است که حضرت آدم (ع) از آن میوه که از خوردن آن نهی شده بود ، خورد و خداوند او را از بهشت خارج کرد ، پس خداوند ذریه حضرت آدم (ع) را امر به نماز عصر نمود و خداوند سبحان این نماز عصر را برای امت من نیز اختیار نمود و این نماز از محبوبترین نمازها در نزد خداوند متعال است و مرا سفارش نمود به حفظ بیشتر این نماز در بین نمازهای یومیه . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه وجوب نماز مغرب
رسول خدا (ص) فرمودند :
اما علت نماز مغرب ، و آن در ساعتی است که خداوند سبحان توبه حضرت آدم (ع) را در این ساعت قبول نمود ، و پذیرفتن توبه حضرت آدم (ع) سیصد سال پس از خوردن آن حضرت از آن میوه درخت که نهی شده بود ، طول کشید و در روزهای آخر یک روز آن ، که ما بین نماز عصر و عشاء مانند هزار سال بود ، حضزت آدم (ع) سه رکعت نماز مغرب به جای آورد ، رکعتی برای خطای خویش و رکعتی برای خطای همسرش حوا (س) و رکعتی باری قبول شدن توبه اش .
پس خداوند این سه رکعت را بر امت من واجب کرد . در هنگام مغرب دعا مستجاب می شود ، پروردگارم به من وعده داده که دعای مؤمنین را در این وقت مستجاب نماید و این همان نمازی است که خداوند در قرآن مرا به آن امر نموده و فرمود : خدا را هنگام شام و صبحگاه در نماز مغرب و صبح تسبیح و ستایش نمایند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه وجوب نماز عشاء
اما علت نماز مغرب ، و آن در ساعتی است که خداوند سبحان توبه حضرت آدم (ع) را در این ساعت قبول نمود ، و پذیرفتن توبه حضرت آدم (ع) سیصد سال پس از خوردن آن حضرت از آن میوه درخت که نهی شده بود ، طول کشید و در روزهای آخر یک روز آن ، که ما بین نماز عصر و عشاء مانند هزار سال بود ، حضزت آدم (ع) سه رکعت نماز مغرب به جای آورد ، رکعتی برای خطای خویش و رکعتی برای خطای همسرش حوا (س) و رکعتی باری قبول شدن توبه اش .
پس خداوند این سه رکعت را بر امت من واجب کرد . در هنگام مغرب دعا مستجاب می شود ، پروردگارم به من وعده داده که دعای مؤمنین را در این وقت مستجاب نماید و این همان نمازی است که خداوند در قرآن مرا به آن امر نموده و فرمود : خدا را هنگام شام و صبحگاه در نماز مغرب و صبح تسبیح و ستایش نمایند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه وجوب نماز عشاء
رسول خدا (ص) فرمودند :
اما نماز عشاء ، پس همانا در قبر و روز قیامت تاریکی همه جا را فرا گرفته است ، لذا پروردگارم به من و امت من نماز عشاء را امر فرمود . برای نورانیت قبرر و روشن ساختن آن ، و این که به من و امتم نوری روی صراط عطا فرماید ، و هر کس قدمی در راه نماز عشاء بردارد ، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام می گرداند و این نمازی است که پروردگارم آن را برای مرسلین و انبیای قبل از من اختیار نمود . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )

فلسفه ذکر رکوع و سجود
اما نماز عشاء ، پس همانا در قبر و روز قیامت تاریکی همه جا را فرا گرفته است ، لذا پروردگارم به من و امت من نماز عشاء را امر فرمود . برای نورانیت قبرر و روشن ساختن آن ، و این که به من و امتم نوری روی صراط عطا فرماید ، و هر کس قدمی در راه نماز عشاء بردارد ، خداوند بدنش را بر آتش جهنم حرام می گرداند و این نمازی است که پروردگارم آن را برای مرسلین و انبیای قبل از من اختیار نمود . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 8 )
فلسفه ذکر رکوع و سجود
هشام ابن حکم می گوید : از امام موسی بن جعفر (ع) سئوال کردم ، چرا در آغاز نماز هفت تکبیر مستحب است و چرا در رکوع نماز می گوییم « سبحان ربی العظیم و بحمده » و در سجده می گوییم « سبحان ربی الاعلی و بحمده » .
فرمودند : خداوند آسمانهای هفتگانه را آفرید و زمین را هفت طبقه کرد و پرده ها را هفت عدد قرار داد ؛ هنگامی که رسول خدا (ص) در شب معراج به آخرین نقطه اصلی رسید ، یکی از پرده ها به رویش گشوده شد ، حضرت تکبیر گفت ... پرده دوم برداشته شد ، حضرت تکبیر گفت ... پرده سوم ، چهارم ، پنجم و ششم تا هفتم به همین ترتیب پس از گشودن هر پرده ای تکبیر گفت .
وقتی پس از گشودن پرده هفتم ، عظمت خدا را دید ، لرزه بر اندامش افتاد و خم گردید و دستها را بر زانو گذاشت و گفت : « سبحان ربی العظیم و بحمده » ؛ ( پاک و منزه است پروردگار بزرگ من ، و حمد و سپاس می کنم او را ) .
وقتی که از حال رکوع برخاست و ایستاد ، عظمتی دیگر و بالاتر از عظمت اول ، از خدا دید ، به سجده افتاد و گفت : « سبحان ربی الاعلی و بحمده » ؛ ( پاک ومنزه است پروردگار اعلاء و با عظمت و من او را حمد و سپاس می گویم ) تا هفت بار که این جمله را گفت ، لرزه از اندامش رفع شد . ( علل الشرایع ، ص 371 )



فرمودند : خداوند آسمانهای هفتگانه را آفرید و زمین را هفت طبقه کرد و پرده ها را هفت عدد قرار داد ؛ هنگامی که رسول خدا (ص) در شب معراج به آخرین نقطه اصلی رسید ، یکی از پرده ها به رویش گشوده شد ، حضرت تکبیر گفت ... پرده دوم برداشته شد ، حضرت تکبیر گفت ... پرده سوم ، چهارم ، پنجم و ششم تا هفتم به همین ترتیب پس از گشودن هر پرده ای تکبیر گفت .
وقتی پس از گشودن پرده هفتم ، عظمت خدا را دید ، لرزه بر اندامش افتاد و خم گردید و دستها را بر زانو گذاشت و گفت : « سبحان ربی العظیم و بحمده » ؛ ( پاک و منزه است پروردگار بزرگ من ، و حمد و سپاس می کنم او را ) .
وقتی که از حال رکوع برخاست و ایستاد ، عظمتی دیگر و بالاتر از عظمت اول ، از خدا دید ، به سجده افتاد و گفت : « سبحان ربی الاعلی و بحمده » ؛ ( پاک ومنزه است پروردگار اعلاء و با عظمت و من او را حمد و سپاس می گویم ) تا هفت بار که این جمله را گفت ، لرزه از اندامش رفع شد . ( علل الشرایع ، ص 371 )
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 17:0 توسط عليرضا نوروزي
|